عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
504
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
برمىكشد ، و گويى زه در دل كمان حلقومى است « 126 » . پس آن خران وحشى پا به دويدن گذاشتند و تشنگى ايشان فروننشست ، آبى مزمزه كردند و نه سيراب شدند و نه تشنه كام ماندند ، صيّاد از آنچه بر سر او رفت به سوگ نشست و دستههاى گورخران از آن گله پراكنده مىشدند . 988 - 997 كانها بعد . . . ص 357 گويى آن شتر - پس از آن كه رهايى ( از تشنگى ) او را به رهايى رسانيد « 127 » - در دره « شيّطين » گاو وحشيى بود كه مخفيگاهى مىطلبيد ؛ گاو وحشيى كه ( صيّاد ) كمين كرده بر روى زمين در پى آن بود ؛ كمين كردهاى كه از ديرباز به سبب جدايى از گوشت شكار ، جسمش زار و نزار بود ، پس سراسر روز در صدد بازداشتن آن گاو وحشى از يگانه فرزندش بود ، و مثل اويى همانند آن گاو وحشى را از يگانه فرزندش بازداشته است ، تا هنگامى كه گاو وحشى از وى بىخبر ماند و متوجه نشد كه مرگ روزى درندهاش را فرستاده است ، پس به خوردن آن مشغول شد در حالى كه آن دسته گاوهاى وحشى در طول روز سرگرم بودند و با دستهاى از گاو مىچريدند ، پس شتابان و سرگردان و ماتمزده بازگشت ، و هريك فراسوى آن گاو وحشى گرد آمدند ، پس باد سرد مرطوب بر آن مىوزيد ، و قطرههاى باران بر آن مىچكيد ؛ چه كسى براى اين كشته است ؟ ! ؛ در حالى كه قلب آن گاو را سرما زده است ، تا هنگامى كه اشعّه خورشيد پراكنده شد ، صبحگاهان صيّاد نبهان « 128 » بر آن حملهور شد ؛ صيّادى كه همراهانش با سگان در پى شكار بودند ؛ سگانى كه همانند تيرهاى خوشتراش درنده بودند ، و در گردنهايشان گردنبندى از تكه گوشتهاى خشكيده بود ، پس آن سگان بجز سرين حيوانات و سمها و زايدههاى آنها ، چيزى پشت سر خود باقى نگذاشتند . 988 - 1009 خنساء . . . ص 358 ( . . . يا آن شتر همانند ) گاو وحشى بينى عقب رفتهاى است كه بچهاش را فروگذاشت ، و در نتيجه به سبب از دست دادن آن بچه به خاك افتاده سپيد اندامى كه گرگان خاكسترى اعضايش
--> ( 126 ) - اصمعى گفته است : شايسته بود شاعر بگويد : « حلقوم القطا ( حلقوم مرغ سنگخوار ) » زيرا حلقوم مرغ سنگخوار شكل وتر است . ( ديوان ذى الرمة ، ج 1 ، ص 452 ) . - م . ( 127 ) - مطابق روايت ديوان الاعشى ، ص 107 « بعد ما افضى النّجاد » ترجمه چنين مىشود : پس از آن كه سير در بلنديها او را به سرزمينهاى پست رسانيد . - م . ( 128 ) - نبهان : نام پدر ايلى از طايفه طيّئ و او عمرو بن نبهان است . ( لسان العرب ، ريشه نبه ) . - م .